تبلیغات
Oskolism

شنبه 27 خرداد 1385  09:06 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: پویا
نوع مطلب: عمومی ،

بدروود میهن بلاگ...

حال بیا اینجا!

زور چاپون ۱: به یک نمایندگی فعال در میهن بلاگ نیازمندیم! برای اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه کنید.

زور چاپون ۲: اینجا اجاره داده میشود!

   


نظرات()   

پنجشنبه 11 خرداد 1385  01:06 ق.ظ    ویرایش: جمعه 12 خرداد 1385 11:06 ق.ظ
توسط: پویا
نوع مطلب: عمومی ،

احساس همون قلمبه اشغال رو دارم ...

الان یه جای دنج میخوام یه جایی مثل سطل آشغال!

فقط یه تیپا لازمه!

به همین راحتی!

زور چاپون: یه چند روزی نمینویسم.

زور چاپون ۲: غلط کردم بابا! یه چند روز میرم مرخصی وبلاگی! همین...

   


نظرات()   

پنجشنبه 4 خرداد 1385  01:05 ق.ظ    ویرایش: شنبه 6 خرداد 1385 09:05 ق.ظ
توسط: پویا
نوع مطلب: عمومی ،

به مبارک گفته ام شیشه های ویترین رو با دستمال ، خوب برق بندازه.
نمک پرورده ایم قربان.
دست بوسیم قربان.
صبح ها اگه گنجشک ها جیک جیک بکشند و مزاحم خواب
حضرت عالی بشن جیک دونشون رو در می آوریم قربان.
از آن موضوع هم اصلا نگران نباشید قربان.
به همه ی درخت های همسایه هم دستور داده ایم از
این به بعد سایه شون رو توی حیاط ما بندازند.
به تیرهای برق گفته ایم احترام کنند.
از روز شنبه قراره همه ی گربه ها روزی
سه بار جلو ایوان بیایند و زانو بزنند قربان
زور چاپون: فرقی که بین پستهای پارسال با الان کرده اینه که قبلا تیتر داشتم . متن هم بود و پینوشت (زور چاپون) ولی الان پستهام مثل تیتر شده . از متن هم خبری نیست! نظر تو چیه یه نیگا بنداز اینجا.

زور چاپون۲: اینجا شد .کام

   


نظرات()   

دوشنبه 1 خرداد 1385  11:05 ق.ظ    ویرایش: دوشنبه 1 خرداد 1385 11:05 ق.ظ
توسط: پویا
نوع مطلب: عمومی ،

یکی گفت عوضش کن!

به کل عوض شد!

پ.ن : برگرفته از وبلاگ خودم. چطوره؟

   


نظرات()   

دوشنبه 25 اردیبهشت 1385  12:05 ب.ظ    ویرایش: دوشنبه 1 خرداد 1385 10:05 ق.ظ
توسط: پویا
نوع مطلب: عمومی ،

گمونم توی جاده بودیم که گفتم ش پس من چی؟ گفتم ش تو حتی قرمه سبزی رو
از من بیشتر دوست داری.می دونی چه کار کرد؟
دوید توی آشپزخانه و کاردی از توی گنجه بیرون آورد و گفت :خفه شو!
خفه شو!خفه شو!
گفت اگه خفه نشی خودم با این کارد خفه ت می کنم.!

پ.ن: خدایا ؛
         ملالی نیست جز دوری شما!

   


نظرات()   

یکشنبه 17 اردیبهشت 1385  12:05 ب.ظ    ویرایش: یکشنبه 17 اردیبهشت 1385 01:05 ق.ظ
توسط: پویا
نوع مطلب: عمومی ،

گفت بخاری رو خاموش کن و قرص ت را بخور.
گفتم هوا سرده،
بخاری رو خاموش نمی کنم اما تو فقط یه کلمه،
فقط یه کلمه به من بگوکه دوست م داری اون وقت اگه بخواهی صد تا قرص هم می خورم
اون قدر قرص خواب آور می خورم که تا صد سال دیگه ،
تا هزار سال دیگه هم بیدار نشم.
میدونی چی گفت؟
گفت برو گم شو.
گفت می خوام سر به تن ت نباشه.

........

بزرگترین اشتباهم از تولد تا الان همون تولدم بوده!

پ.ن : تولدم مبارک!

   


نظرات()   

جمعه 15 اردیبهشت 1385  11:05 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 17 اردیبهشت 1385 01:05 ق.ظ
توسط: پویا
نوع مطلب: عمومی ،

دیدار خوبی بود...

غایب : یه چندتا!

حاضر : بچه مخفی،لوله بخاری!،شاهین،مهزاد،فائزه،پویا،دزدکی...

پ.ن: سارا ، کاوه ، داریوش کبیر، هادی و ...!  اومده بودن ولی invisible !

پ.ن ۲: با کلی تشکر از اونایی که اومده بودن و اونایی که اومدن ولی نبودن! و اونایی که نیومدن!

   


نظرات()   

شنبه 9 اردیبهشت 1385  12:04 ب.ظ    ویرایش: جمعه 15 اردیبهشت 1385 10:05 ق.ظ
توسط: پویا
نوع مطلب: عمومی ،

بزار بزرگ بشم، اونوقت بهت حالی میکنم!
...
حالا که بزرگ شدم میبینم ، هیچ غلطی  نمیتونم بکنم!

پ.ن: قرارمون شد ۵شنبه ۱۴/۲ ساعت ۲ نمایشگاه کتاب....

   


نظرات()   

چهارشنبه 6 اردیبهشت 1385  12:04 ب.ظ    ویرایش: - -
توسط: پویا
نوع مطلب: عمومی ،

18 سالی میشه که ستاره ام رو ندیدم
الان باید خیلی بزرگ شده باشه!

پ.ن: نمایشگاهیاش اسم بنویسن!

   


نظرات()   

شنبه 2 اردیبهشت 1385  03:04 ق.ظ    ویرایش: - -
توسط: پویا
نوع مطلب: عمومی ،

روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع
سر ما وقت وداع تکیه به دیوار گریست...


   


نظرات()   

Oskolism